تبليغاتX
تقدیم به همه ی دوستداران گل پوریا پورسرخ

تقدیم به همه ی دوستداران گل پوریا پورسرخ

ماازدوستداران اقای پورسرخ هستیم واین وبلاگ درباره ی ایشون ومخصوص هوادارانشون است

به نام خدا

نماز روزه ها ودعا هاتون قبول درگاه حق ما رو هم دعا کنید

گفت‌وگو با فارس؛

پورسرخ: بازيگران سريال‌هاي مناسبتي، برگزيده‌ هستند

خبرگزاري فارس: پوريا پورسرخ معتقد است كساني كه در سريال‌هاي مناسبتي كار مي‌كنند برگزيده‌هاي بازيگري هستند و شبكه‌ها در اين ميان تلاش مي‌كنند تا بهترين‌ها را در اختيار داشته باشند.

«پوريا پورسرخ» بازيگر نقش مسعود در مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» به كارگرداني سيروس مقدم در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون خبرگزاري فارس گفت: نقش من در اين سريال نقش خاكستري خوبي است و دليل انتخابش هم خيلي صادقانه، وجود خود آقاي مقدم و گروه سازنده كار بود.
وي افزود: به دليل اين كه سيروس مقدم از جمله كارگردان‌هايي است كه حتي كار متوسط هم نداشته و همه كارهايش خيلي خوب بوده، من خوشحالم كه در اين كار با او همكاري مي‌كنم.
اين بازيگر ادامه داد: چند بار دوست داشتم كه با سيروس مقدم همكاري كنم اما شرايطش براي هر دو طرف مهيا نشد اما اين اتفاق افتاد و گروه جلو و پشت دوربين هم اين پشت‌گرمي را به من داد كه مطمئن باشم حتي در بدترين شرايط نيز «روز حسرت» كار متوسطي نخواهد شد.
وي درباره عوامل موفقيت سريال‌هاي مناسبتي تصريح كرد: به نظر من سبك كار تاثير بسياري در موفقيت آن دارد، نه شاخصه‌اي مثل زمان پخش كار چون به نظر من، آن زماني كه كار پخش مي‌شود، مهم نيست، بلكه سطح‌ و موضوع كار مهم‌تر است.
وي با بيان اين كه به نظر من كساني كه در سريال‌هاي مناسبتي كار مي‌كنند، گزيده‌هاي هر شبكه هستند، ادامه داد: شبكه‌‌ها در اين ميان تلاش مي‌كنند بهترين‌ها را در اختيار داشته باشند و حتي از بازيگران سينما نيز كمك مي‌گيرند. مانند همين سريال «روز حسرت» كه بازيگراني همچون «فرامز قريبيان» و «افسانه بايگان» در آن حضور دارند.
وي درباره حضور دوباره‌اش در سريال‌هاي مناسبتي پس از عدم موفقيت سريال «شكرانه» كه سال گذشته در ماه رمضان از شبكه تهران پخش شد، گفت: من همه كارهايم داراي مقبوليت عمومي بوده‌اند. در «شكرانه» نيز به اين مشكل برخورديم كه زمان پخش آن خيلي بد بود و مسئولان كار نيز پشت آن نمانند. ما وقتي يك قسمت 15 دقيقه پخش مي‌كنيم و 15 دقيقه ديگر حذف مي‌شود، يعني فقط 50 درصد از كار روي آنتن رفته است با چنين وضعيتي ديگر چه انتظاري مي‌توان داشت؟ من در سريال «شكرانه» قرار بود ايفاگر نقش يك طلبه باشم كه در تاجيكستان عاشق مي‌شود، اما كاري كه ما ساختيم، با كاري كه پخش شد، تفاوت بسياري داشت.

 

روايت سيروس مقدم از برزخ

گزارش فارس از پشت صحنه سريال «روز حسرت»

خبرگزاري فارس: در يكي از روزهاي ضبط سريال داستاني-ماورايي «روز حسرت» پشت صحنه توليد تازه‌ترين كار تلويزيوني «سيروس مقدم» رفتيم تا از نزديك، با ويژگي‌هاي كار جديد او آشنا شويم.

به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، در ماه مبارك رمضان امسال، «سيروس مقدم» كارگردان سينما و تلويزيون و خالق مجموعه‌هايي چون «اغما» و «پيامك از ديار باقي»، برزخ و حيات پس از مرگ را دستمايه سريال جديد خود با نام «روز حسرت» قرار داده تا از فرصت يك ماهه ماه مبارك رمضان استفاده كند و در قالب يك سريال داستاني مناسبتي مخاطب خود را با اين دنياي ماورايي آشنا كند.
بنا بر اين گزارش، «سيروس مقدم» اين روزها كه قسمت‌هايي از سريال نيز روي آنتن رفته، به صورت فشرده مشغول كار است. لوكيشني كه محل اصلي گروه براي تصويربرداري محسوب مي‌شود، خانه‌اي ويلايي به مساحت 2800 متر واقع در يكي از كوچه‌هاي محله نياوران است. وقتي به آنجا مي‌رسم هوا ابري شده، آسمان رعد و برق مي‌زند و باران نم نم شروع به باريدن مي‌كند. خانه خالي است و هيچ نشانه‌اي از رفت و آمد به چشم نمي‌خورد. از فردي كه كنار در ايستاده، سراغ عوامل را مي‌گيرم كه مي‌گويد امروز گروه چند كوچه بالاتر مشغول به كار هستند...
***
جلوي در ورودي يكي از خانه‌هاي اين كوچه، چادر سياه رنگي كشيده‌اند. چادر را كنار زده و داخل آپارتمان مي‌شوم. همه جا تاريك است و ابتدا هيچ‌جا را نمي‌بينم. چشم‌هايم كه به تاريكي عادت كرد، چند نفر از عوامل گروه را مي‌بينم كه در راهرو ايستاده‌اند و مشغول كار هستند. با كمك نور گوشي تلفن همراه، از پله ها بالا مي‌روم. اولين كسي كه در راهرور مي‌بينم پوريا پور سرخ است كه مشغول تمرين است. وارد آپارتمان مي‌شوم؛ فضايي بسيار كوچك تاريك و بسته. اينجا خانه مسعود و فريده (با بازي پورسرخ و شريفي‌نيا) است. مقدم روي يك مبل نشسته و مشغول آماده‌سازي فضا براي ضبط يكي از فصل‌هاي قسمت‌هاي دوازدهم سريال است. «مهتاب نصير پور» نيز اينجاست. او كه بازيگرداني كار را بر عهده دارد، فيلمنامه در دست مشغول تفكر است. چند خط فيلمنامه مي‌خواند، چند كلمه با مقدم صحبت مي‌كند، سركي به صحنه‌اي كه در حال آماده‌سازي است مي‌كشد، دوباره بر مي‌گردد و با «مهراوه شريفي‌نيا» مشغول صحبت مي‌شود و نكاتي به او يادآور مي‌شود.
صحنه آماده شده قرار است فريده از پله ها بالا بيايد و وارد خانه اش بشود. در ميان راه پله مسعود نشسته است با ديدن او به دنبالش راه مي‌افتد و زماني كه فريد قصد دارد وارد آپارتمان شود جلوي او را بگيرد و به زور وارد خانه شود. برداشت اين صحنه چندين بار انجام مي‌شود. اما هر بار سيروس مقدم كه با آرامش خاصي هدايت كار را بر عهده دارد راضي نمي‌شود. سرانجام برداشت راضي كننده ضبط مي‌شود و گروه به آماده سازي بخشي از صحنه مي‌پردازند.
***
در اين زمان فرصت دست مي‌دهد تا با «مهراوه شريفي‌نيا» كه سرتا پا، لباس هاي مشكي به تن كرده به گفت‌وگو بنشينم. او به قدري آرام سخن مي‌گويد كه براي شنيدن سخنانش از فاصله يك متري، مجبوري گوش‌هايت را تيز كني! «شريفي‌نيا» كه سال گذشته بازي او در سريال «ساعت شني» به كارگرداني بهرام بهراميان را از شبكه اول سيما ديده‌ايم، درباره حضورش در سريال «روز حسرت» مي‌گويد: حضور يك كارگردان خوب نقش خوب و عوامل خوب باعث شده بازي در اين سريال را بپذيرم. از او مي‌پرسم حضور در سريال‌هاي مناسبتي كه معمولا ساخت آنها با فشار بيشتري همراه است، براي شما سخت نيست؟ مي‌خندد و مي‌گويد خدا را شكر آنقدر انرژي دارم كه از پس كارهاي سخت بربيايم. فشاري نيست كه انسان نتواند آن را تحمل كند. ضمن اينكه آقاي مقدم آنقدر آرامش به كار تزريق مي‌كند كه اصلا متوجه خستگي و فشار كار نمي‌شويم.
او درباره نقش خود در اين سريال مي‌گويد: من در «روز حسرت» نقش يك دختر عاشق بي پروا را بازي مي‌كنم كه شيدايي‌اش منجر به رخ دادن ماجراهاي بسياري در زندگي‌ او مي‌شود...
***
گفت‌وگو با شريفي‌نيا ادامه دارد كه او را براي تمرين و ضبط فرا مي‌خوانند و رفتن او، مجالي مي‌دهد كه سركي در گوشه گوشه اين آپارتمان كوچك كه كار كردن در آن بسيار سخت است، بكشم. در سالن پذيرايي آپارتمان كه پنچره‌هاي آن حسابي گرفته شده‌اند تا نور به داخل آن درز پيدا نكند، دو عكس بزرگ از «پوريا پورسرخ» به ديوار زده‌اند. مبل‌هاي راحتي نارنجي رنگي در گوشه كنار سالن ديده مي‌شوند و تابلوهاي نقاشي ريز و درشت در سبك‌هاي مختلف روي ديوارها خودنمايي مي‌كند. اين آپارتمان دو اتاق خواب هم دارد كه هر كدام، يك در خروجي منتهي به تراس نيز دارد و البته مملو از وسائل كار است. روي تراس مي‌روم، نور چشمم را كه به تاريكي خانه فريد عادت كرده بود و روشنايي آن تنها با نور يك آباژور تامين مي‌شد، مي‌زند. اينجا هم دست‌كمي از اتاق خواب ها ندارد پر از وسائل مختلف است. چند گلدان هم گوشه‌اي از تراس چيده شده‌اند و درختچه‌هاي قدبلندتر از انسان با برگ‌هاي زرد و خشكيده در آنها خودنمايي مي‌كند. دوباره به داخل برمي‌گردم. اين بار فرصتي دست مي‌دهد تا با «سيروس مقدم» صحبت كنم. از من مي‌پرسد كه؛ كار را ديده‌ايد؟ پاسخم مثبت است. مي‌گويد: چطور بود؟ مي‌گويم: فكر كنم توانسته‌ام كمي از ماجرا را حدس بزنم و احتمالاتي را مطرح مي‌كنم كه پس از ديدن چند قسمت اول كار در ذهنم ايجاد شده است. مقدم مي‌خندد. مي‌پرسم.. درست بود؟ او همچنان كه مي‌خندد مي‌گويد: همه‌اش غلط بود! جا مي‌خورم. - واقعا؟ - بله ... هر چه گفتي غلط بود!
ترديد مي‌كنم. اما جدي و مصمم مي‌گويد: فضاي كلي كار را درست حدس زده‌اي اما ماجراها هيچكدام درست نبودند.
مي‌گويم با توجه به ساخته قبلي شما، مثل «اغما» و تماشاي چند قسمت اول سريال به اين نتيجه رسيده‌ام.
مقدم مي‌گويد: مگر موضوع سريال شبيه اغما است؟ داستان آن كاملا فرق مي‌كند به همين دليل، هم فضاها متفاوت است و هم ماجراها. تعليق در سريال حاكم است و حرف اول را مي‌زند و...
***
گفت‌وگويم با «مقدم» در حال شروع شدن است اما كار مجال ادامه نمي‌دهد. اين بار به سراغ مهتاب نصيرپور مي‌روم كه با دقت و وسواس بسيار بازي بازيگران را كنترل مي‌كند. از او درباره علت حضورش در كسوت بازيگرداني مي‌پرسم. او در پاسخ مي‌گويد: مدتي بود كه دوست داشتم وارد اين عرصه بشوم اما فشردگي كارها مانع مي‌شد، تا اين كه قسمت شد با آقاي مقدم كار كنم، البته اصلا فكر نمي‌كردم كه فضاي كار در مجموعه‌هاي مناسبتي اين قدر پرشتاب باشد و البته اين تعجيل و فشار كار، حضور بازيگردان را شايان‌تر و پررنگ‌تر مي‌كند.
نصيرپور در ادامه سخنان خود از اوضاع ساخت سريال‌هاي مناسبتي گله‌مند است. او مي‌گويد: مگر نه اينكه ما هر سال اين مناسبت‌ها را داريم، پس چرا هر سال توليد مجموعه‌هاي اينچنيني بايد با كمبود زمان مواجه ‌شود؟
گفت‌وگويم كه با نصيرپور به پايان مي‌رسد؛ تقريبا نزديك افطار است. گروه تداركات ميز و صندلي روي تراس چيده‌اند و سفره افطار را آماده كرده‌اند. اذان كه مي‌گويند؛ مقدم كار را تعطيل مي‌كند و از بچه‌ها مي‌خواهد تا افطار كنند. همه روي تراس جمع مي‌شوند و شروع به صرف افطاري مي‌كنند. اواخر زمان افطار، بهترين فرصت براي گفت‌وگو با پورسرخ است. از او مي‌خواهم درباره حضور دوباره‌اش در سريال‌هاي مناسبتي بگويد. او در حالي كه باز هم براي رفتن سر صحنه، عجله دارد، مي‌گويد: نقش مسعود در اين سريال، يك نقش خاكستري خوب است كه من به پشتوانه آقاي مقدم حضور در آن را پذيرفته‌ام.
پورسرخ معتقد است كه سبك كار، تأثير بيشتري بر جذب مخاطب دارد تا ساعت پخش و البته از نقش خود و اين سريال بسيار راضي هستم.
هنگام ترك لوكشين بودم كه مقدم به عوامل خود توضيح داد؛ قرار است براي ضبط صحنه‌هاي مربوط به برزخ به كنار درياچه قم بروند و گروه بايد ساعت 4 صبح براي عزيمت به محل آماده باشند.
تصويربرداري در اين خانه كه با تحمل بالاي همسايگان نسبت به دشواري‌هاي رفت‌وآمد مداوم گروه فيلمبرداري همراه است، ادامه دارد.
هوا تاريك است ... و ساعت پخش روز حسرت فرا رسيده...
گزارش: مريم فيروزفر

فعلا بای نظر یادتون نره(پست قبلی)


+نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت17:3توسط نوشین و شقایق |

به نام خدا

سلام

نماز روزه هاتون قبول در این روزهای عزیز ما رو هم دعا کنید امیدواریم که از این اپمون خوشتون بیاد 

مصاحبه پوریا پورسرخ در خانواده سبز 

پوريا پورسرخ : تلويزيون را دوست دارم

جوان بااستعدادي كه با مجموعه «وفا» روز‌هاي اول سال 85 در خاطره‌ها ماند، پس از آن بازي در سريال زيباي صاحبدلان در ماه رمضان همان سال ، يكبار ديگر نام او را در بين بازيگران مطرح سريال‌هاي تلويزيوني زبانزد كرد، همكاري در سريال با محمد حسين لطيفي كارگردان خوب سينما و تلويزيون... بعد تصميم گرفت به سراغ دنياي سينما برود، اين‌بار باز هم با لطيفي و بازي در فيلم سينمايي «روز سوم»... اين سه كار نشان داد كه او از توانايي‌هاي بالايي برخوردار است. سپس بازي در ساعت شني و البته فيلم سينمايي «پسران آجري» كه اولين تجربه سينمايي‌اش بود سال گذشته از او پخش شد، اما در ماه رمضان سال گذشته او سريال مناسبتي ديگري را تجربه كرد، نام آن مجموعه «شكرانه» بود كه از شبكه تهران و شبكه‌هاي استاني پخش مي‌‌شد.
كار در كنار بازيگران غيرحرفه‌اي تاجيكي، انتقادات زيادي رابر او وارد كرد. گرچه پوريا مقصر نبود، اما همين امر باعث شد كه او تا حدي نسبت به كار در تلويزيون دلسرد شود، پس دوباره به سراغ سينما رفت، در دو فيلم «حركت اول» و «عيار 14» كه هنوز اكران نشده به بازي پرداخت و تمام فكر و ذكرش شد سينما، اما او مي‌‌دانست كه بايد اعتبار گذشته را دوباره با تلويزيون بدست آورد و بازي در «شكرانه» را تنها يك اتفاق يا فراز و نشيب كه براي هر بازيگري ممكن است، حادث شود، به فراموشي بسپارد، زماني كه «سيروس مقدم» كارگردان حرفه‌اي تلويزيون كه در كارنامه كاري خود، سريال‌هايي چون نرگس، اغما و پيامك از ديار باقي را داشت، به او پيشنهاد نقش «مسعود» را براي بازي در روز حسرت داد، پوريا متوجه شد كه شانس يكبار ديگر به او رو آورده است، كاري خوب كه مي‌‌تواند اعتبار سابق را به او دوباره هديه كند، همان اعتباري كه سه سال قبل از تلويزيون بدست آورده بود، پس نقش را پذيرفت و شد آن چيزي كه بايد مي‌‌شد،در «روز حسرت» پوريا را يكبار ديگر همان «پوريا» ي سابق البته باتجربه بيشتر ديديم، در لوكيشن «روز حسرت» ساعت 1 بامداد، با او به گفتگو نشستيم، پوريا برايمان از اين مجموعه گفت.
يكسال دور بودم

سال گذشته پس از سريال شكرانه تصميم گرفتم، مدتي در تلويزيون كار نكنم، يك سال هم كار نكردم (تصويربرداري سريال ساعت شني برمي‌گردد به اواخر سال 85 ) و فكر كردم يك‌سال كار نكردن هم كافي بود. زماني كه «روز حسرت» به من پيشنهاد شد، ديدم كه رد كردن اين پيشنهاد اشتباه است، وقتي «سيروس مقدم» كارگرداني كه در كارنامه‌ كاري‌اش حتي كار متوسط هم ندارد و يا حضور فرامرز قريبيان كه پيدا كردنش در سينما هم راحت نيست، حضور افسانه بايگان،مهراوه شريفي‌نيا، رحيم نوروزي و ... افرادي كه در كار خودشان حرفه‌اي هستند و در يك گروه كنار هم هستند مي‌‌بايست كاري خوب از آب درمي‌آمد. زماني كه قرارداد بستم، به خاطر سختي‌هاي كار ابتدا فكر مي‌‌كردم دارم پول جونم را مي‌‌گيرم، اما كار كه كليد خورد متوجه شدم براي سه ماه روحم را فرستادم به استراحت، خيلي راحت كار كردم، با اينكه كار شبانه‌روزي بود، به هيچ عنوان احساس خستگي به من دست نداد، چون گروه حرفه‌اي بود، از اين رو رد كردن اين سريال كاري اشتباه بود كه مرتكب آن نشدم.

خسته نشدم

منهاي كارگردان و عوامل پشت دوربين و گروه بازيگران، عامل خيلي مهمي در كار وجود دارد كه آن هم برنامه‌ريزي كار است، زماني كه كار فشرده مي‌‌شود و فيلمنامه هم از قبل به خاطر حساسيت موضوع آماده نيست، اتفاق خوبي كه بايد براي گروه بيفتد، برنامه‌ريزي درست است كه مي‌‌تواند خستگي را از گروه بگيرد، خانم الهام غفوري (همسر سيروس مقدم)، امين وژگاني و آقاي محمدي‌پور توانستند، سنگ تمام بگذارند و همين امر باعث شد تا خستگي كار فشرده در تنمان نباشد. حضور در «روز حسرت» تجربه بسيار خوبي بود، مطمئن هستم كه اين سريال يكي از بهترين كارهاي تلويزيون و يك از بهترين كارهاي من خواهد شد.

نقش خاكستري

نقش من خاكستري است، جا دارد از فيلمنامه‌نويس خوب كار استاد افخمي تشكر كنم. من حضور خاطره‌انگيز او در زمان «وفا» را به خوبي به ياد دارم، پس از ديدن مجموعه بايد به مسعود حق بدهيد، شب اول زندگي‌اش، آن اتفاق افتاد، معصومه، فريده، خانواده حاج رضا و ديگر شخصيت‌ها كه انسان‌گونه زندگي مي‌‌كنند و اتفاقاتي كه برايشان مي‌‌افتد، كه همه اين شخصيت‌پردازي‌ها، نشان از ذهن خلاق نويسنده عليرضا افخمي دارد، من هم سعي كردم تمام انرژي‌ام را روي اين كار بگذارم.

سوء‌تعبير از حرف‌هاي من

از پورسرخ مي‌‌پرسيم، جديدا بعضي از نشريات تيتر مي‌‌زنند كه پورسرخ در تلويزيون ديگر بازي نمي‌‌كند، يك روز مي‌‌گويند در تلويزيون هستي، روز ديگر مي‌‌گويند خداحافظي كردي؟ واقعا ديگر نمي‌‌خواهي در تلويزيون بازي كني؟ كه پوريا مي‌‌گويد: در گفتگو با يكي از نشريات كه از دوستان من هستند به آنها گفتم سال گذشته تصميم داشتم در تلويزيون تا مدتي كار نكنم، اما حس كردم رد كردن اين سريال اشتباه است، شايد اگر اين پيشنهاد به من نمي‌‌شد، سرحرفم مدتي ديگر مي‌‌ماندم، اين بحث بدين شكل مطرح شد و دوستان از صحبت‌هاي من بد برداشت كردند.

من با صداقت عنوان مي‌‌كنم كه هميشه يادم مي‌‌ماند كه از كجا شروع كردم، تلويزيون را هم هميشه دوست دارم و به شدت معتقدم كه تلويزيون در اين چند سال بهتر از سينما عمل كرده است. من امسال نگفتم كه مي‌‌خواهم از تلويزيون خداحافظي كنم. هنوز هم معتقدم كار خوب در تلويزيون ارجح است بر كار بد در سينما... اميدوارم دوباره سوءتعبير نشود، من سال گذشته گفتم كه مي‌‌خواهم يكسال از تلويزيون دور بمانم، نه امسال... اين كه نوشتند از تلويزيون خداحافظي مي‌‌كنم، تنها يك برداشت اشتباه از گفته‌هايم بود. من هيچ‌وقت كار خوب را از دست نمي‌‌دهم چه در سينما باشد و چه در تلويزيون...

دو كار سينمايي

فرهاد نجفي كارگرداني است كه تازه از خارج از كشور آمده و بسيار باهوش است، او فيلمي ساخته به نام «حركت اول» كه من به همراه الناز شاكردوست، ليلا اوتادي، تيرداد كيايي و علي صادقي در آن بازي كردم، يك كار اكشن خوب و ديگري هم فيلم «عيار 14» به همراه محمدرضا فروتن نازنين و كامبيز ديرباز كه كارگردانش «پرويز شهبازي» است.

پورسرخ در يك نگاه

در سال 1356 در تهران به دنيا آمد، مجرد و در حال حاضر همراه خانواده‌اش در خيابان جردن تهران زندگي مي‌‌كند. دو خواهر و يك برادر دارد، ديپلم تجربي وليسانس اصلاح نباتات و فوق‌ليسانس فيزيولوژي گياهي است. در حال حاضر او دانشجوي دكتري است.
پژمان کرمحله

خانواده سبز

عکس از پشت صحنه روز حسرت:

 مهراوه شريفي نيا و پوريا پور سرخ در صحنه اي از مجموعه تلويزيوني "روز حسرت"

سيروس مقدم، كارگردان و افشين سنگ چاپ دستيار اول كارگردان در پشت صحنه مجموعه تلويزيوني "روز حسرت"

پوريا پورسرخ در صحنه اي از مجموعه تلويزيوني "روز حسرت"

شبكه يك:  گروه توليد «روز حسرت»

يادمون مي ره افطاري بخوريم

 مهران رسام هفت هشت سال بعد از «دريايي ها» دوباره در «روز حسرت» به عنوان تهيه كننده با سيروس مقدم كار مي كند. او كه بعد از «گم گشته» و «آخرين گناه»، در حال توليد سومين كار مناسبتي رمضاني است، همه چيز را عالي توصيف مي كند و مي گويد: «كلا توي ماه رمضان همه چيز خوب است و هيچ مشكلي نيست. حتي خوش بختانه با اين كه بعضي وقت ها كارمان به خاطر كار كامپيوتري تا دقيقه 90 طول مي كشد، ولي بيش تر وقت ها 3-4 قسمت جلوييم.»

مثال نقضش را هم برايمان مي گويد. اين كه چند شب پيش، نسخه نهايي شده يكي از قسمت ها تازه ساعت 9:30 به پخش رسيده و  10:10 هم رفته روي آنتن. با اين حال در همين فرصت كوتاه بازبيني انجام شده و بعد هم كلي بهشان سفارش كرده اند ديگر كار را اين قدر دير نرسانند. براي اين كه اين اتفاق نيفتد بچه هاي گروه از هيچ كاري دريغ نمي كنند. همه شان «در اختيار» هستند و تا هروقت متن باشد، كار مي كنند.

آن جور كه از حرف هاي رسام برمي آيد، امسال هم مشكل اصلي گروه مقدم كه اتفاقا كارگردان تندكاري هم هست، درست مثل سريال رمضاني پارسالش «اغما»، دير رسيدن متن است. ضمن اين كه كم كم رسيدن متن ها آن ها را مجبور مي كند قسمت به قسمت بگيرند، امكان رج زدن نداشته باشند و روزي حداقل 2-3 بار لوكيشن را تغيير بدهند.

اين را بگذاريد پاي اغراق تهيه كننده كه مي خواهد زحمت گروهش را خيلي خوب به ما منتقل كند. والا مطمئن باشيد «روز حسرت» به خاطر پرواز معنوي تك تك عواملش تا قسمت هفتم و هشتم هم نمي رسيد، چه رسد به حالا كه رسيده ايم به نيمه ماه مبارك: «از بس مشغول كاريم، نمي فهميم كي افطار مي شود. بچه ها هم معمولا با يكي دوساعت تاخير افطار مي كنند، ديگر به اين وضع عادت كرده اند! شب ها هم ناي سحري خوردن ندارند. بي سحري روزه مي گيرند كه بتوانند بيش تر بخوابند. خيلي هاشان همين جا مي خوابند و هر دو سه روز مي روند خانه كه دوش بگيرند.»

افطار گروه، آش يا حليم است و نان و پنير و سبزي:«كله پاچه خور نيستند، والا كله پاچه هم مي دادم.»

غير از افطار، گروه يك بار ديگر حتما موقع پخش سريال خودشان دور هم جمع مي شوند. ولي بقيه سريال ها را اصلا. وقت تنگ است و بايد زود جنبيد.

با آرزوی موفقیت برای آقای پورسرخ وشما عزیزان

نظر یادتون نره ها....مرسی

+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت13:29توسط نوشین و شقایق | |